|
من یه دفتر خاطرات دارم یه دفتر خاطرات طوسی با زمینه آبی
یه دفتر خاطرات که مثل من نیست ! بلکه یه دختر خیلی خوب هست البته تو رازداری و همدلی مثل همیم من همه چی رو توش مینویسم تا مجبور نباشم بیشتر وقتا با آدما درد دل کنم ... یاد این شعر از گوگوش افتادم : آدما از آدما زود سیر میشن آدما از عشق هم دلگیر میشن آدما رو عشقشون پا میذارن آدما آدمو تنها میذارن حالا یه اتفاقی برام افتاده که خیلی برام عذاب آوره ٬ دلم به حال سادگیم میسوزه چون اگه ساده نبودم این اتفاق نمیفتاد ... تقصیر خودم بود خودم ٬ تمام شب داشتم بهش فکر میکردم .. کنار هم نشسته بودیم ! ازش پرسیدم : به نظر تو من دختر ساده ایم؟ (تو دلم میگفتم بگو نه٬بگو نه٬بگو نه...) گفت : بر خلاف اون چه که تصور میکنی آره . . . ساده نیستی ساده دلی میفهمی خیلی چیزا رو ولی اهمیت نمیدی ! با خودم گفتم چه فرقی میکنه مهم اینه که اون اتفاق افتاد چون من احمق بودم ساده بودم ساده دل بودم ٬ هرچی .. حالا موندم که تو دفتر خاطراتم بنویسمش یا نه ؟ آخه تا حالا چیزی نبوده که ننویسمش ولی نه! نمیشه نوشت ٬ باید فراموش کرد... باید فراموش کرد...باید ... ــــــــــــــــــــ پ ن ۱: دختر جون دیگه گریه نکن تموم شد همه چی پ ن ۲ : باید فراموش کنم ........
ازت بدم میاد! از جون من چی میخوای؟
دیگه ازت خسته شدم... میفهمی؟ نه تو نمیفهمی. تو فقط بلدی لجبازی کنی اخه تا کی؟ بچه ی بد... بد... بد... بد ... بد ... بد ... بد ... بد ... بد ... بد ... به ماهی هام که غذا ندادی ٬ اون بیچاره ها چه گناهی کردن تو به منم رحم نمیکنی؟ به خودتم رحم نمیکنی؟ دیگه حق نداری آهنگای داریوش گوش بدی فهمیدی؟ از این به بعد فقط تنبیهت میکنم!!!!!!!! اصلا دیگه باهات قهرم تا روز قیامت ! چیه؟ هان؟ چته؟ چرا اینجوری نیگا میکنی؟ اگه فکر کردی دلم به رحم میاد کاملا در اشتباهی! اصلا چه معنی داره که تو تا این موقع شب بیدار بمونی؟ تو خجالت نمیکشی؟ از این به بعد دیگه نمیخوام زیاد حرف بزنی ! گرفتی؟ حالا پاشو از جلو آینه برو کنار دیگه نمیخوام قیافه ات رو ببینم... بی ادبم خودتی ! !
شاید...
خورشید دارد می تابد برایم شاید ! اخر امروز تولد من است... (مثلا..!.. ٬ تولدی است برای کسی در جایی .. Hap-, hap- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مثلا بعد نوشتیده : تولدم مبارک...
سلام من برگشتم که بگم: باز هم یک فاجعه دیگه . برای چندمین بار ... حالا وقتشه گوشه ای از وظیفمون رو نسبت به ایرانمون ادا کنیم. تا به حال ۴۸۳ هزار رای جمع اوری شده و این امضاها باید به یک میلیون برسد....
این پست حذفیده شد
سلامی بهاری
عیدتون خیلی خیلی مبارک باشه ... راستی شماها عید رو دوست دارید؟ چرا ما هنوز هم عید رو جشن میگیریم و برامون مهمه مگه نه این که زندگیمون ماشینی شده و بیشتر رسم و رسومات قدیمیمون یا تا حدودی یا کاملا از بین رفته؟ من فکر میکنم اینجا میشه گفت سنت با مدرنیته قاتی شده البته من مخالف هیچکدوم نیستم. میدونید ؟! ما آدمها فقط چیزهایی رو که دوست داریم نگه میداریم چقدر از دوران نوجوانی بدم میاد ... البته خودم فکر میکنم دیگه از این دوره خارج شدم و خیلی از اطرافیانم این حرفمو تایید میکنند.. میگن بیشتر از سنت میفهمی(ما اینیم دیگه در هر صورت فکر میکنم خوبه که هر کسی بشینه درست و حسابی فکر کنه و ببینه در طول سال چه پیشرفت هایی داشته چه خصوصیات بد یا خوبی داشته که بهش کمک کرده و خلاصه این که فکر کنه چه طور میتونه زندگیشو واقعا بهتر کنه. امیدوارم سال خوب و پر پولی داشته باشید همراه با بهترین هدیه ی خداوند یعنی سلامتی پ ن : تو مسافرتم فعلا" واسه همین نتونستم اپ کنم ٬ برگشتم جبران میکنم حتما"
|
About![]()
×نیلوفری / معروف به نیلوفرنگی
Home
|